
این داستان ممکن است در جایی و در یک زمانی اتفاق افتاده و یا اینکه در آینده اتفاق بیفتد٬پس زیاد جدی نگیرید.
پرسيدم برنج..... كيسه اي چنده؟
گفت: هر كيسه 25000 تومن.
گفتم: عيد نوروز از شما خريدم 19000 تومن.
گفت:بله، ولي گرون شده توي همين چند روز.
گفتم: خب، چاره اي نيست، دو كيسه بزاريد كنار، ماشين همرام نيست.فردا صبح ميام مي برم.....
صبح كه رفتم گفت: مي بخشيد، اين برنج شده كيسه اي 27500 تومن!!!
پي نوشت1: اين داستان خيالي نيست(شايد هم باشد).
پي نوشت2: عكس تزئيني است.
پی نوشت۳: در پست قبلی مجبور شدم٬علیرغم میل باطنی ۴۱ کامنت از کامنت های دوستان را تایید نکنم.خواهش می کنم در گذاردن نظر٬رعایت قواعد و محدودیت ها را نموده تا برای هیچکدام از ما(نه من و نه سایر دوستان)مشکلی پیش نیاید.جای بسیاری از دوستان نیز در پست قبلی خالی بود:محمد مراد گرامی٬احمد گرامی٬ پیمان عزیزم٬ترانه خانم مهربان٬.....برای همگی آرزوی سلامتی دارم.

