تبليغاتX
شب نویس

خانمی با روابط عمومی بالا!!!

به نظر شما، نظارت بر آگهي هاي استخدام در نشريات رسمي كشور، به عهدهء كدام ارگان است؟؟؟

حتماً شما هم بارها با اطلاعيه ها و آگهي هاي استخدام در شركت ها و سازمانها و جذب ويزيتور، با عنوان جالب « ترجيحاً خانم با روابط عمومي بالا » برخورد كرديد و شايد براي شما هم سوال پيش اومده كه اصلاً چرا خانم و چرا روابط عمومي بالا؟؟؟ خود من جواب چرا خانم رو خوب مي دونم ولي معناي روابط عمومي بالا برايم مبهم بود تا ديشب كه معناي دقيق اين اصطلاح روابط عمومي بالا واسم جا افتاد:

توي يكي از كافي نت هاي خوب و دنج اهواز نشسته بودم و مشغول رسيدگي به امور وب!!! بودم كه خانمي حدوداً 5-24 ساله زيبا چهره و خيلي هم شيك پوش وارد شد و با رويي گشاده و ناز و افادهء آنچناني (همون روابط عمومي بالا) وارد شد و مستقيماً به سراغ متصدي كافي نت كه سخت مشغول چت كردن در ياهو مسنجر بود رفت و با صدايي دلنشين سلامي كرد و آقا هم بدون اينكه حتي سرش را بالا بياورد زير لبي جوابي داد و به كارش ادامه داد.

دختر: مي بخشيد آقا، من از كانون تبليغات .... خدمتتون رسيدم واسه چاپ آگهي توي صفحهء نيازمندي هاي كانون....

مرد:ما نيازي نداريم، معمولاً مشتري هاي ما اينجا رو مي شناسن و به دوستانشون معرفي.....(در همين لحظه سرش را كمي بالا آورد و چشمي به جمال خانم انداخت)

تته پته افتادن و رنگ به رنگ شدن آقاي متصدي ديدني بود....

دختر: ولي من فكر مي كنم كه اينجا با تمام ويژگي هاش نياز به معرفي داره، شما نمي خوايد كه....

مرد: البته من با شما كاملاً موافقم، مخصوصاً اينكه تصميم داريم اينجا رو توسعه هم بديم.....اتفاقاً حس مي كنم بايد يه كمي تبليغ بكنم واسه اينجا....

دختر: موافقم،من هم واسه همين كار اينجا هستم ديگه،قيمتي هم نداره، مبلغ هر نوبت آگهي ميشه....

مرد: اصلاً قيمتش مهم نيست، هر چي كه باشه ارزش داره، ولي مي خوام كه خيلي ويژه و درست واسمون تبليغ كنيد!!!

دختر: اون كه حتماً، روي جفت چشمام....

مرد: چشماتون بي بلا،....راستي من مي تونم شمارهء شما رو داشته باشم؟

دختر: بله خواهش مي كنم: .....0935

مرد:واي واي واي...دور از جونتون،بلا نسبت شما باشه!!! خانمي مثل شما و 0935؟؟؟آخه شما بايد ايرانسل دستتون بگيري؟حيف نيست؟

دختر: خب....آخه تازه شروع به كار كردم، همين روزها يه خط ثابت واسه خودم مي خرم...

مرد: واسه چي شما بخري؟مگه من جنازه شدم كه شما بري واسه خودت خط بخري؟

دختر( با عشوه اي كه...الله اكبر!!!): واه....دور از جونتون، خدا نكنه....نگيد تو رو خدا....ناراحت شدم.

مرد(حسابي جو گير شده بود):آهاي پسر، بدو دم اين مغازه موبايل فروشي تا تعطيل نكرده، يه خط صفر با شمارهء روند و خوشكل با يه گوشي توپ واسه خانم بردار بيار....بهش بگو واسه من مي خواي(و چشمكي به همكارش مي زند)

مرد: خب راستي، واسه چي سرپا هستيد؟بشينيد تا بگم واستون بستني بيارن...

دختر: مرسي!!! دير وقته بايد برم خونه...

مرد: ميري، مگه منزلتون كجاست؟

دختر: يه جاي دور....

مرد:پشت قلهء قاف هم كه باشه، خودم ميرسونمتون.

دختر: مرسي، قصد مزاحمت ندارم.

مرد: چه حرفا؟شما مراحمي!!!

همكار مرد وارد مي شود و در حالي كه سعي دارد تا خنده اش را مخفي كند، رو به مرد مي گويد: همين چند دقيقه پيش تعطيل كرده....شكمش سير شده ديگه!!!

مرد: ايرادي نداره، صبح اول وقت يادت باشه، ببين جديدترين گوشي كه داره چيه، با يه خط توپ وردار و بيار بزار توي كشوي من......

و بعد رو به دختر: خوب خانومي(فوري پسر خاله شد)، من در خدمت شما هستم، مسيرتون كجاست؟.........

....و من معناي دقيق روابط عمومي بالا را دانستم!!!

پي نوشت1: اگر به زودي، شاهد آگهي استخدام با اين مضمون بوديد اصلاً تعجب نكنيد: به يك منشي قد بلند، ابرو كمون، چشم سياه، زيبا چهره، ترجيحاً خانم، نيازمنديم!!!

پي نوشت2: سه سال پيش خانمي براي من تعريف كرد كه براي استخدام به عنوان ويزيتور به يك شركت توليدي مراجعه كرده ولي مدير اون شركت كه يك مرد بوده به ايشون گفته:...با اين ابروها و صورت اصلاح نكرده؟؟؟!!!

پي نوشت3: راستي، تا بحال آگهي هاي استخدام ويزيتور و منشي خانم ترجيحاً دوشيزه را ديده ايد؟؟؟

 


2 شب نويسي شده توسط بهرام مهتابی در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 8:40 بعد از ظهر |



Designer : Barbod Arjmand - BLOG THEME.IR